ای کاش زبان نگاهم را می دانستی و با این همه سکوت مرا به خاموشی متهم نمی کردی کاش می دانستی من همیشه با زبان چشمانم با تو سخن می گویم چشمانی که از ندیدنت سیل ها دارند برای جاری ساختن سخن ها دارند برای گفتن غزل ها دارند برای از تو سرودن و عشق ها دارند برای از تو فریاد کردن کاش می دانستی که من تو را دوست دارم کاش میدانستی
به یاد آن روز که در صفحه ی شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم
...مرا اينگونه باور کن
...کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته
خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته...؟!
نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟ که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست..؟؟؟
چقدر بي قراري مي كند،دلم هنوز اميدش به آمدن توست،ساز ضربانش را هر روز كوك مي كند. مي خواهد وقتي مي آيي زيباترين آهنگش را بنوازد،به فكر خانه تكاني افتاده. خاطرات كهنه وتلخ را از ذهنم پاك مي كند،احساساتم را گرد گيري مي كند. خيلي بي تاب توست،در تمام لحظه ها به فكر توست،جان به لبم رسيده ولي سعي مي كنم لبخند بزنم. هر ثانيه از من ساعت مي پرسد راحتم نمي گذارد مدام در گوشم مي خواند آماده باش ! كه لحظه ي ديدار نزديك است. ولي خودت شاهد باش كه من فقط با لبخند جوابش را داده ام آخر دلم نمي آيد كه به دلم بگويم تو نمي آيي به خدا دلم نمي آيد بگويم كه لحظه ي ديدار نمي آيد چه مي شد تو مي آمدي و دلم شاد مي شد تا كي به نقاب لبخند چهر ه ام را بپوشانم نمي دانم مي توانم يا نه فقط مطمئنم كه دلم مي تواند تا ابد منتظرت باشد با اينكه تو يك لحظه هم منتظرش نبودي و رفتي و چه فاصله اي است ميان تو و دل كه يكي بي خبر مي رود و يكي بي خبر منتظر است.
خدا نشونشو از کی بگیرم،دارم دق می کنم بزار بمیرم
آخه هنوز دلش از جنس سنگه،هنوز دلم واسه دلتنگی تنگه
چطور دلش آمد از پا بیفتم،بهش نازک تر از گل هم نگفتم
باور ندارم منو تنها می زاره دلم واسش یه ذره شد اما دیگه نیست
لعنت به تو ای دست سرد روزگار حالا فقط من موندم و این چشای خیس
هر چی به من بگی همون میشم فقط یه بار دیگه بیا دستمو بگیر
ای دل صبور و بی کس من اون نمیاد دیگه پیشت بهونه نگیر
حالا من موندم همین دوتا چشم گریون موندم تو این کوچه ها آس و پاس حیرون
حالا من موندم تو شب بی ستاره منم تو خاطره ها اشک موندگار
خدا ازت می خوام یادش نیفتم چه حرفایی که از عشقم شنفتم
خدا اگه نمی شنوه صدامو بهم بگو دلیل گریه هامو.
لحظه ی بودن و موندنم دیگه سر اومده،فال من به نام تو ببین چقدر بد آمده
می نویسم روی صفحه ی غریب زندگی،من فراموشت نمی کنم عزیز به سادگی