ای کاش زبان نگاهم را می دانستی و با این همه سکوت مرا به خاموشی متهم نمی کردی کاش می دانستی من همیشه با زبان چشمانم با تو سخن می گویم چشمانی که از ندیدنت سیل ها دارند برای جاری ساختن سخن ها دارند برای گفتن غزل ها دارند برای از تو سرودن و عشق ها دارند برای از تو فریاد کردن کاش می دانستی که من تو را دوست دارم کاش میدانستی
امیدوارم سالی سرشار از سلامتی ، موفقیت و شادی داشته باشین
با آرزوی بهترین ها برای شما دوستان گلم
شما رو به دیدن آخرین آپ وبلاگ رقص چشمات در سال ۱۳۸۶ دعوت می کنم
پ.ن۱-دوستای عزیزم من یه چند روزی شاید به اینترنت دسترسی نداشته باشم
.برای همین اگه آپ کردین و من دیر آمدم ببخشید دیگه
پ.ن۲-تغییرات وبلاگ چطوره؟
سال نو مبارک سال نو مبارک
بزار باور کنم دستاتو دارم
پس این فاصله تنها نزارم
بمون با من بمون با من
نمی خوام واسه هر چی ندارم کم بیارم
بزار باور کنم لو رفته رازم
من از هر چی به جز تو بی نیازم
نباشی بعد تو باز سنگ صبورم
نمی تونم با این دنیا بسازم
نباشی آسمونم جنس سنگه
شب و روز این دل دیوونه تنگه
نزار با رفتنت دیوونه تر شم
چنین یک عمر با عقلم بجنگم
می خوام اشکم تو چشمای تو باشه
همیشه قلب من جای تو باشه
بمون با من تو این دیوونه هایی
نزار دنیا و دین من دو تا شه
سال نو مبارک سال نو مبارک
می دونم سراب عمرم دیدن چشمای نجیبت
نجابتو به کی فروختی تو اون نگاه دلنشینت
دلیل غصه ی تو تنها وجود من بود
تو لحظه ی جدایی تنها کسم خدا بود
دارم میرم غصه نخور زندگی کن با عزیز
یاد خاطرات رفته می گه تنهایی نصیبت
نمی خوام چیزی بگم از غصه هام گله بگیری
من به فکر خودم نبودم اینو از چشام می بینی
اگه مشکلت شدم با فکر رفتن اومدم
دلم برات تنگ میشه این بوده حرف آخرم
خدانگهدارت باشه همیشه هر جا که هستی
من به یادتم همیشه با وجود اینکه تو رفتی
سال نو مبارک سال نو مبارک
اگه مي تونستي در قلبم راه يابي در آنجا مي ديدي زمزمه ي ملايمي به گوش مي رسد و مي گويد تو را دوست دارم محبوب من
اگه مي تونستي در اعماق روحم قدم بگذاري مي ديدي آن بيچاره سرگردان در جستجوي تو هست و مي گويد تو را دوست دارم ماه من
اگه مي تونستي از راز دروني و آه سينه سوز من آگاه شوي مي ديدي که از ميان آن شعله سرکش و جان فرساي من صداي حقيقت و ملايمي که در جان من طنين انداخته به گوش مي رسد که مي گويد تو را دوست دارم
اگه مي تونستي نگاه هاي پي در پي چشم اشکبارم را بفهمي احساس مي کردي کسي مي گويد دوستت دارم خوب من
اگه مي تونستم تمام انديشه هاي دردناک را برايت بنويسم کتاب ها مي شد ولي ذره اي از اسراري که مدت هاست مرا رنج مي دهد برايت بازگو مي کنم و تا آخرين لحظات عمرم مي گويم : دوستت دارم
امشب در خلوت تنهایی ام آهسته آهسته بی تو گریستم کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو می رساند تا بدانی که بی تو چه می کشم... کاش قاصدک به تو می گفت که در غیاب تو رودی از اشک به راه انداخته ام و کاش پرنده ی سوخته بال عاشق از جانب من به تو این پیغام را می رساند که امید و آرزوهایم بی تو آهسته آهسته در حال فروریختن است